محمد رضا حكيمى
41
مير حامد حسين ( فارسى )
و به دور دارند . اين بود كه به اشخاص گوناگون ، شخصيت مىدادند ، و آنان را بزرگ مىكردند ، و در ساختن و ترويج مسلكهاى تفرقه آور كمك مىرساندند ، تا در برابر جناح حق كه همواره ، دست كم ، يك سوم جامعه - همچون پسران ابى الجعد - بدان گرويده بودند ، راههاى ديگرى به وجود آورند ، و مردمان متوسط را بدان بگروانند ، و در نتيجه كليّت پسران ابى الجعد به شيعه ، و مرجئه ، و خارجى ، انحلال يابد . و تا اين آش باشد و اين كاسه ، و دشمن اين گونه به طرارى و موذيگرى ادامه دهد ، اين سرنوشت نه تنها از آن پسران ابى الجعد است كه از آن همه است ، همهء مردمى و امتى كه اگر روزى برادرانه با يك فكر و يك عقيده دست به دست هم دهند و چونان آن چوبهها - كه انوشيروان گفت - يكى بشوند ، كسى نمىتواند آنان را بشكند . و آيا آنان كه مىخواهند ، دست كم ، از بانك شكستن يك چوبه ، يا استفاده از خردههاى آن ، لذت ببرند ، چه مىكنند ؟ بيكار مىنشينند ؟ 10 - خروش مصلح و در چنان حال و احوالى ، مىنگريم كه متكلّم براثا ، و معلم بزرگ اسلام ، و مصلح اجتماعى ، محمد بن نعمان مفيد ، با اجتماعى روبرو است كه نسل جوانش چونان پسران ابى الجعدند . آيا در چنين اجتماعى ، يك مرزبان مشرف ، و يك مشعلدار عظيم ، و يك مصلح الاهى ، چه بايد بكند ؟ جز اينكه خروش بر آورد ،